تبليغاتX
ミ★ミ عاشقانه های آقایی و خانومیミ★ミ
ミ★ミ عاشقانه های آقایی و خانومیミ★ミ


نمیدونم چرا میخوام اینجا حرف بزنم

شاید امید دارم که مجتبی حرفامو بخونه

امروز تا مرز مردن رفتم

یه شیشه بزرگ خورد شد ریخت روم اما حتی یه خراش هم بر نداشت بدنم

کار خدا بود که سالمم

شاید تو نفرینم کردی مجتبی

شاید دعام کردی که سالم موندم

نمیدونم

فقط میتونم بگم خدایا شکرت

نوشته شده در سه شنبه 1388/05/27ساعت 16:52 توسط خانومی| |
یه روز دیدم یه بلبلی اومد تو باغچه خونه م

چهچهی زد اومد نشست کنار گلبرگ خونه م

تکون تکونی خوردو بعد رفت واومد باز روز بعد

دیدم با گلبرگم میگفت"میخوام تورو با خوب و بد"

"ساده و بی ریا بگم میخوام تورو دوست دارم

باور نمیکنی چقدر قد خدا دوست دارم....

گلبرگه باک و خوش خیال فکر کرد عوض شده زمون

گذشت وچند روز بعد از اون رفتم ببرسم حالشون

"دیدم گلم بژمرده بود...بیچاره رنگش رفته بود...

زود فهمیدم که بلبله ارزوهاشو برده بود...

گل رنگ بلبل و میدید هیچ وقت بی وفاییشو ندید

تا گل قشنگ بود اون نشست

"ازش که خسته شد برید و رفت..."

نوشته شده در شنبه 1387/11/26ساعت 4:33 توسط خانومی| |
 

سلام مجتبی من

مجتبی من یه آدم پستم ، یه موجود بی ارزش یه آدم بی لیاقت یه آدم .... نه اصلا آدم نیستم

همیشه خوبیاتو ندیده گرفتمو کوچکترین بدیتو به رخت کشیدم

خواهرت مریم راست گفت من لیاقتتو ندارم .

انقدر عذابت دادم که دیگه نمیخوای حتی جواب اس ام اس و زنگامو بدی؟ انقدر ازم دلت پره ؟؟ دارم دق میکنم میمیرم

تو رذو خدا فحشم بده نفرینم کن تا بمیرم و راحت شم

اگه ترس از گناهش نبود همین الان خودمو میکشتم

به خدا دارم میمیرم

من در حقت بد کردم خیلیم بد کردم

جوابمو بده

من صد تای این چیزا و کادو ها رو تو نباشی نمیخوام

جوابمو بده گلم....

نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17ساعت 19:47 توسط خانومی| |
هر گلی اخر دل گلچینش زند الا گل عشق که به هر روزوشبش عطرو بویی دگر است...

سلام مریمم.

میدونم وقتی این حرفای اخرمو میخونی که دیگه مجتبیی وجود نداره...

 بخاطر حرف دیروزم ناراحت شدی در حالی که نفهمیدی که من چقدر ازین ناراحت بودم که تو خودتو با مادیات مقایسه کردی وگفتی...در حالی که ارزش تو برام خیلی بیشتر از اونیه که بتونی تصور کنی...

خیلی دور دستارو برا خودمون میدیدم ولی...

برای من دیگه عشق و دوس داشتن یه کلمه مردست. وبقول مولانا ادم بی عشق مرده متحرکه...

بخاطر همه اذیتایی که بهت کردم ازت عذر میخوام.تو همه چیمو ازم گرفتی دلمو فکرمو غرورمو و بزرگتر از همه روحمو....

 میدونم تحملم خیلی برات سخت بود خودتم دیشب گفتی ازم خسته شدی...باشه وقتی فردا دیدمت  قول میدم دیگه اثری از من نبینی تا به ارامش برسی...

 وقتی محمدو حمیدو بقیه دوستامو میبینم که چطور عاشقانه زندگی میکنن خیلی افسوسمو بیشتر میکنه و فقط میتونم دورادور خوشبختیشونو لمس کنم ولی راست گفتن عشقم لیاقت میخواد که من ندارم...

تا اون زمانی که مدت...تموم نشده خیلی کارارو نکن

امیدوارم اونی که میخوای وخدا نصیبت کنه تا با اون به ارامش برسی.گذر زمان خیلی چیذارو به ادما ثابت میکنه فقط امیدوارم هر وقت به این روزا فکر میکنی احساس بشیمانی نکنی...

من برا همیشه تو تنهایی خودم میمونم وتوام همیشه تو دلم خانمی من میمونی حتی اگه خودتم نخوای که میدونم نمیخوای...

تو این دنیای کثیف خیلی مواظب گل مریمم وکوچولوهام باش.همیشه عاشق باش و با عشق زندگی کن...

همیشه از خداحافظی بدم میومد چون باعث جدایی اداماست بس باهات خداحافظی نمیکنم تورو به خدای عشق وخوبیها میسبارم...

خیلی دوست دارم...

نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17ساعت 5:1 توسط خانومی| |
 

تــو بــه مــن فهمـــانـــدی

 

" روزگاريست " که  افکـار شگفت انگيزي

********در ســـر هـــــر بشــــري ميبينم********

گويي اين گيتي غدّار فريبنده پوچ ، برده هــــوش از سرهـــــرانسـاني

گشتــــــه بر قامــــــــت دنـــيـــــــــا چـــيره  و من انـــــدر خم  ايـن  مـــردابم

دســــت و پـــا بـــــــســـــتــه و ســـــرگــــردانـــم  و وجـــــــــــــودم محــتــــــــــاج

و درونــــــــــــــم وحـــــشــــــــــــت و نـــــگــــــــاهــــــــم گــــــــنـــــگ اســــــــــت

چــــــــــــون کـــــه اکــــــــنــــــــون ديــــــــگـــــر قــــــلـــــب هــا از ســـنــگ اسـت

(¯´·___•´¨`• •´¨`• •´¨`•   روزها بي رنگ است    •´¨`• •´¨`• •´¨`• ___·´¯)

و تـــــــو اي  ●▪·˙  " دوســـــــت"  ˙·▪●  بــــــه مــــــن فــهــمـــانـــدي

مــــی تــــــــوان حـــــــــرفـــــــي زد ، مـــــي تـــــــوان رازي داشــــــــــت

اینک  اي  ●▪·˙  " دوســـــــت "  ˙·▪●   تــــو ثـــابــت کــردی

(¯´·___ميـشود همــره هر عـاطفــه آوازي داشـــت ___·´¯)

ميـــــشــــود در دل ايــــــــن مــــعـــــرکــــه پولاديــــن

___خــــــالــــــــي از غــــــــــم بـــاشـــی___

مـــمـــلـــو از عطــــــر رباينده يـــاس

و ســــــراپــــــــا احســــــاس

و ســـــــراپــــا  لـذت

و ســـــراپــــا

پـــاکــــی

 

نوشته شده در شنبه 1387/10/28ساعت 19:47 توسط خانومی| |
 

سلام سلام صد تا سلام

چطورید دوست جونای من ؟  ملسی که تو این چند روز تهنامون نزاشتید

  حرف دل آقایی خودمو خوندم  نگران نباشید منو این آقا مجتبی گلم قراره اگر هم بخوایم پیاده شیم با همدیگه پیاده شیم نه تنهایی

خیلی اذیتش کردم تو این چند وقت .  با حرفام ، با نیش زبونام ، با بهونه گیریای بیخودم ...

اما دیشب تا صبح با هم صحبت کردیم .  نمیتونم از کنار این همه مهربونیاش ساده بگذرم .  روی این   مردونگیش ، گذشتش ، خوبیش ، صداقتش چشم بپوشم Raining Hearts

بهش میگفتم چرا انقدر گفتی دوسم داری که واسم تکراری شه ؟ چرا انقدر کارا انجام دادی که بهم ثابت بشه  دوسم داری ؟ دوست داشتم خودم بفهمم که دوسم داری !!!!  خلاصه با این حرفای بیخود زندگیو هم به خودم تلخ کردم هم به جیگمل خوشگلم Teary

خلاصه که بدجوری به هم ریختمش ! منی که طاقت یه ساعت بی خبری ازش رو نداشتم ۲ روز ۳ روز حالشو نمی پرسیدم . خیلی بد کردم بهش این چند روزه . امیدوارم که گلم منو ببخشه . البته مطمئنم که   میبخشه چون انقدر دل قشنگش پاکو مهربونه که مطمئنم نمیتونه از کسی کینه به دل بگیره Blowing Kisses

نمیدونم اگه پسر دیگه ای جای مجتبی بود ، یعنی خانومیش اینجوری باهاش رفتار میکرد  اونم مثل آقایی من  تحمل میکرد و از عشقش کم نمیشد ؟؟؟ Read The Whole Friggin' Question 

به هر حال من واقعا به خودم میبالم که فرشته ای مثل آقا مجتبی مهربونمو دارم ...

خدا جونم شکرت ...Raise The Roof

 

آقایی گلم ، عزیز دلم ، مهربونم ، یه دونه ای ... منو ببخش ... خیلی دوست دارم  ...

Couples Thank You 

 


نوشته شده در جمعه 1387/10/20ساعت 11:29 توسط خانومی| |

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند . وقتی خواستم ستایش کنم گفتن دروغ است . وقتی خواستم عاشق شوم گفتن دروغ است . وقتی خواستم دوس بدارم تنهایم گذاشتن .....

خسته ام دنیا رو نگه دارید میخواهم پیاده شوم....!

نوشته شده در دوشنبه 1387/10/16ساعت 18:9 توسط آقایی| |
سلام آقایی من . خوبی عزیزم ؟؟ Flirty Wink  چه خبرا گلم ؟ بدون من کاشان خوش میگذره ؟؟ Sad 



  مجتبی ۳ هفته ست همو ندیدیم . دلم واسه همه چیت تنگ شده . نگاهات ، خنده هات ، شیطونیات ... Walking Home Crying  Teary 

زودی بیا که دل خانومیت برات یه ذرّه شده . Miss U 

  

Blow Kissخیلی خیلی دوست دارم گلکم ... Cupid


نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/05ساعت 16:7 توسط خانومی| |
سلام خانمی من.اینو بدون هیچی نمیتونه مانع دوس داشتن و عشقمون بشه.ولی اینم بدون هنر و قدرت نگهداری این عشق از بوجود اومدنش بمراتب سختر و زیباتره.....تک گل زیبای مریم دنیای منی....خیلی دوست دارم....
نوشته شده در یکشنبه 1387/10/01ساعت 15:10 توسط آقایی| |
 

سلام آقایی خوبی؟ من که ازت خبر ندارم . قهر کردی . آخه مجتبی چرا بهونه گیر شدی؟؟ من ۲ روز رفتم خونه آبجیم نتونستم باهات حرف بزنم تو باید اینجوری باهام رفتار کنی ؟؟  فکر کردم دل توأم برام تنگ شده . اما حالا که جوابمو نمیدی و اینجوری باهام حرف میزنی دارم احساس میکنم واست مهم نیستم ... 
 

Crying 1

نوشته شده در جمعه 1387/09/29ساعت 20:28 توسط خانومی| |
 

 

خانومی مهربونم ۱ دنیا دوست دارم. همه مهربونیام مال تو ، مال قلب ناز تو ...

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/09/24ساعت 0:57 توسط آقایی| |

 

بارها و بارها نوشتم اما این بار مینویسم برای تو برای لبخند تو ...

برات مینویسم که بخونی تا بدونی تو زندگیم فقط  تورو دارم ...

که بخونی تا بدونی تنها چیزی که سرکشی منو آروم میکنه فقط تویی ...

که بخونی تا بدونی برام مثل آبی برای گل ...

برات مینویسم که بخونی و بدونی من هرگزکسی رو که با سختی به دست آوردم و درکنارش به آرامش رسیدم رو آسون از دست نمیدم ...

 

 

               مجتبی من ...

               آقایی مهربونم ...

               یه دنیا دوست دارم ...

               به خاطرهمه مهربونیات  ...

               به خاطراینکه بدیامو تحمل میکنی ...

               ازت ممنونم ... 

 

        

نوشته شده در جمعه 1387/09/22ساعت 11:17 توسط خانومی| |